در گذشته مرا برادرى بود که در راه خدا برادریم مى‏نمود . خردى دنیا در دیده‏اش وى را در چشم من بزرگ مى‏داشت ، و شکم بر او سلطه‏اى نداشت ، پس آنچه نمى‏یافت آرزو نمى‏کرد و آنچه را مى‏یافت فراوان به کار نمى‏برد . بیشتر روزهایش را خاموش مى‏ماند ، و اگر سخن مى‏گفت گویندگان را از سخن مى‏ماند و تشنگى پرسندگان را فرو مى‏نشاند . افتاده بود و در دیده‏ها ناتوان ، و به هنگام کار چون شیر بیشه و مار بیابان . تا نزد قاضى نمى‏رفت حجّت نمى‏آورد و کسى را که عذرى داشت . سرزنش نمى‏نمود ، تا عذرش را مى‏شنود . از درد شکوه نمى‏نمود مگر آنگاه که بهبود یافته بود . آنچه را مى‏کرد مى‏گفت و بدانچه نمى‏کرد دهان نمى‏گشود . اگر با او جدال مى‏کردند خاموشى مى‏گزید و اگر در گفتار بر او پیروز مى‏شدند ، در خاموشى مغلوب نمى‏گردید . بر آنچه مى‏شنود حریصتر بود تا آنچه گوید ، و گاهى که او را دو کار پیش مى‏آمد مى‏نگریست که کدام به خواهش نفس نزدیکتر است تا راه مخالف آن را پوید بر شما باد چنین خصلتها را یافتن و در به دست آوردنش بر یکدیگر پیشى گرفتن . و اگر نتوانستید ، بدانید که اندک را به دست آوردن بهتر تا همه را واگذاردن . [نهج البلاغه]
عاشقونه ها
 || مدیریت  ||  شناسنامه  || پست الکترونیــک  ||  RSS  ||
............

بیتا ذاکری :: شنبه 84/11/1 ساعت 2:38 عصر

سلام

امروز روز خیلی قشنگی بود مخصوصا با برفی که میومد ....

همه جا سفیدی و تمیزی موج میزد.... و منم طبق عادت دیرینم

رفتم قدم بزنم اونم بدون چتر خیلی قشنگه راه بری و فکر کنی

انگار تو هوای برفی آدما هم با هم خودمونی ترن وخنده بچه ها

که با شوق زیاد گولهای برفی رو بهم هدیه میکنن.......

همه چیز قشنگ بود .......... اما توی همه اون لحظه ها

فکرم پیشت بود...که الان تو کجائی؟ زیر برف سردت نشه

آخه تو خیلی ضعیف بودی .... زود سرما میخوردی

..............................

دلتنگم.... مهم نیست...... خوش باش

 

 

 


نوشته های دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ

............
سلام
تقدیم به تو که میدونم تنهام نمیزاری............
سلام

About Us!
عاشقونه ها
بیتا ذاکری
چیز زیادی نیست جز عشق + عشق
Link to Us!

عاشقونه ها

Hit
مجوع بازدیدها: 11748 بازدید

امروز: 0 بازدید

دیروز: 4 بازدید

links
محسن

In yahoo

یــــاهـو

Submit mail